۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست ؟


ساعتي ميزان آني ساعتي موزون اين
بعد از اين ميزان خود شو تا شوي موزون خويش
وقتهايي هست ... بس كه درونت شاده و پر هيجان رو زمين بند نيستي... مي رقصي... مي دويي... مي خندي... مثه اينكه شوري از ظرف درونت آماس مي كنه...
وقتهاي ديگه اي هم هست... كه همين كارا رو مي كني... مي ري شهر بازي... با دوستات ميري بيرون ... كوه و پارك ودويدن و خلاصه هر كار كه از دستت بر مي آد... به خيال خودت.. واسه اينكه جريان رو برعكس كني... يعني مثلا مي خواي با اين چيزهاي بيروني... درونت رو مشعوف كني!
به اين تلاش ها مي گم... تزريق از بيرون به درون !
گاهي بي فايده نيست... اگه تزريقات چي ئه كار بلدي باشي... يعني بتوني بعضي صدا ها رو بفرستي رو يه كانال ديگه موقتا و از اون معجون فراموشي ... يه جرعه بنوشي...!
ولي به هر حال به اينا ميگن... راه حل هاي موقتي!

۲ نظر:

  1. خودش میدونه(شپوقی تو چه قدر بوقی!!!!)۶ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۳:۳۰

    فقط میگم خواهر برو فیلم خاکسترهای زمان رو حتما ببین!!!!

    پاسخحذف
  2. ديدم و حسابي هم كيف كردم...
    لابد منظورت به معجون فراموشيه اونجا كه ميگه اين يكي گرمت ميكنه و اون يكي سردت ميكنه؟!

    پاسخحذف