۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

دنيا و شلوار !

" مشتری :
خدا دنیا را ظرف شش روز ساخت، شما شلوار منو شش ماه طولش دادین. خسته نشدین ؟
خیاط :
ولی ، آقای عزیز، یک نگاه به دنیا بندازید، یک نگاه هم به شلوارتون "

به اين ميگن قياس ِ ناب!

۸ نظر:

  1. گوتفرید ویلهلم لایبنیتس۲۴ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۰

    آن خياط حرفِ مفت زده است. ظاهراً او آن جمله‌یِ مشهورِ مرا نشنيده است: «خدا بهترين جهانِ ممکن را آفرید»!

    پاسخحذف
  2. من روح شدم یا لایبنیتس زنده شده یا اصلن کارِ ِ دو دنیا با هم قاطی شده؟!
    به هر حال ویلهم جان به نظرم هر دوتان حرف ِ مفت میزنید...اینم از نظر ِ من!

    پاسخحذف
  3. گوتفريد ويلهلم لايبنيتس۲۴ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۱

    نه تو روح شدی، نه من زنده شدم، و نه کارِ دو دنيا با هم قاطی شده! فقط دندان‌هایِ وجدانِ يک نفر، امروز، به دليلي نامعلوم ريخته ـ همين! D:

    پاسخحذف
  4. هه هه ...فهمیدم از همون اول... هیچی نگفتم، ببینم چند تا دندون باقی مونده برات؟! ;)

    پاسخحذف
  5. گوتفريد ويلهلم لايبنيتس۲۴ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۸

    اشتباه می‌کنی خواهرم! دندان‌هایِ وجدانِ من نريخته، دندان‌هایِ وجدانِ يک نفرِ ديگر ريخته. من فعلاً بروم دوباره بميرم که از اين دنيا خيري به ما نمی‌رسد. زمانِ ما دنيا اين‌جوری نبود. يک طرف يوهان سباستيان باخ بود، يک طرف مرحومِ نيوتن. دنيا هم حقيقتاً بهترين دنيایِ ممکن بود و همه حرف از پيشرفت و روشن‌گری می‌زدند. به هر حال خيلی خوب بود که پایِ آن جمله‌یِ مشهور يک تاريخِ انتقضا هم می‌زدم. من بروم که دل‌ام برایِ آن گورِ سرد و خاموش تنگ شده است.

    با احترام
    گوتفريد ويلهلم لايبنيتس

    پاسخحذف
  6. :))...
    حالا تشریف داشتین ! شاید یه خیری بهتون برسه...آخه فصل ِ خیرات ِ..."زرشک پلو میدن با کچاپ "

    پاسخحذف
  7. حیف که ويلهلم عزیز رفت توی گورش خوابید و گرنه امشب دنبال دعوا میگردم و کیف میکردم که اگه یکی اینجا بود تا یکخورده سرش داد بزنم.

    پاسخحذف
  8. به emar:
    مگه چي شده؟!
    حالا اون ويلهم هم اهل دعوا نيست!

    پاسخحذف